دنیای این روزای من
takayaka
نویسنده: محمد - دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٦

عرضم به حضورم که پری روز که رفته بودم کلاس ماشینمو یه جایی بین دوتا پارک ممنوع بزور لای دو تا ماشین دیگه جا دادمو با خیال راحت رفتم که برم به کارام برسم.بعد از 5ساعت وقتی برگشتم هرچی دزدگیرو زدم هیچ صدایی نیومد فقط یه پرادو دیدم که جای ماشین من پارک کرده تعجبدلم افتاد وسط آسفالت اولش فک کردم خدا داده دمش گرمفرشته بعد فک کردم دارم خواب می بینم یه ذره که به خودم اومدم گفتم دزدیدن ...چشمتون روز بد نبینه یک لحظه احساس کردم که مغزم با کمبود گلبول سفید مواجه شده خلاصه از این بپرس از اون بپرس هیچکی خبر نداشت که نداشت....تا اینکه رفتم کیوسک راهنمایی و اونا با افتخار اعلام کردن که زدیم به جرثقیل و بردیم یه جای خوب!(من:عصبانی)فقط دستیشو خیلی محکم کشیده بودی!!(دوباره من:عصبانیعصبانی)..دیروز بعده 4ساعت سگ دو و 40تومن ناقابل ماشینو در آوردم.سرآخر وقتی ازشون پرسیدم اون آنتن دوشاخه بغل باکمو چرا کندین؟گفتن باعث ایجاد سوالات انحرافی در افکار عمومی میشد!! (وجدان:خیال باطلخدایا منو ببخش که تو این مدت باعث انحراف افکارعمومی شدم!!-افکار عمومی:1-سوال2-تعجب 3-شیطان)

پ.ن1:هیچ وقت با پلاک غریبه تو شهر خودتون چرخ نزنین.

پ.ن2:همیشه سعی کنین زیر تابلو پارک کنین نه بین دوتا تابلو.امنیتش بیشتره!

پ.ن3:مواظب احساسات افکار عمومی باشید!!!

 

محمد
متولد تیر هستم.تو ایران به دنیا اومدم ولی ایرانی نیستم.برای من اینجا همه دنیاست.توزندگی هدف خاصی ندارم.عاشق یه روزخواب راحتم.سرزمین مادری و فرهنگ قوم 5هزارسالمون " کادوس " خط قرمز منه که امیدوارم یه روزی پرچم خودمون اون بالا باشه.هر وبلاگی رو هم لینک نمیکنم.هرکی هم دوس داره بامن لینک بشه بهم بگه تا بهش سر بزنم.در آخر اینکه نظر فراموش نشه.همتونو دوس دارم....
کدهای اضافی کاربر :