پارک ممنوع!

عرضم به حضورم که پری روز که رفته بودم کلاس ماشینمو یه جایی بین دوتا پارک ممنوع بزور لای دو تا ماشین دیگه جا دادمو با خیال راحت رفتم که برم به کارام برسم.بعد از 5ساعت وقتی برگشتم هرچی دزدگیرو زدم هیچ صدایی نیومد فقط یه پرادو دیدم که جای ماشین من پارک کرده تعجبدلم افتاد وسط آسفالت اولش فک کردم خدا داده دمش گرمفرشته بعد فک کردم دارم خواب می بینم یه ذره که به خودم اومدم گفتم دزدیدن ...چشمتون روز بد نبینه یک لحظه احساس کردم که مغزم با کمبود گلبول سفید مواجه شده خلاصه از این بپرس از اون بپرس هیچکی خبر نداشت که نداشت....تا اینکه رفتم کیوسک راهنمایی و اونا با افتخار اعلام کردن که زدیم به جرثقیل و بردیم یه جای خوب!(من:عصبانی)فقط دستیشو خیلی محکم کشیده بودی!!(دوباره من:عصبانیعصبانی)..دیروز بعده 4ساعت سگ دو و 40تومن ناقابل ماشینو در آوردم.سرآخر وقتی ازشون پرسیدم اون آنتن دوشاخه بغل باکمو چرا کندین؟گفتن باعث ایجاد سوالات انحرافی در افکار عمومی میشد!! (وجدان:خیال باطلخدایا منو ببخش که تو این مدت باعث انحراف افکارعمومی شدم!!-افکار عمومی:1-سوال2-تعجب 3-شیطان)

پ.ن1:هیچ وقت با پلاک غریبه تو شهر خودتون چرخ نزنین.

پ.ن2:همیشه سعی کنین زیر تابلو پارک کنین نه بین دوتا تابلو.امنیتش بیشتره!

پ.ن3:مواظب احساسات افکار عمومی باشید!!!

 

/ 10 نظر / 21 بازدید
بارمان

پ .ن4 : ترمز دستی رو انقدر محکم نکشید!!!!!!!! باعث زحمت جرثقیل میشه!!!

مریم

[خنده] ولی خوشحال شدی که ماشینتو دزد نبرده هاااا؟ آرههههههههه؟[چشمک] چقد زور داره ادم پولشو بده به اینا. ولی یه نکته ی مثبت داشت این اتفاق و اونم اینکه نکات زیادی ازش یاد گرفتی که مهمترینش افکار عمومی بود[نیشخند]

آمستریا جونی

چه باحال..من خاطرات اینجوری رو خیلی دوس دارم... یکی از عزیزام خونریزی مغزی کرده و الان تو کماست... التماس دعا دارم محمد[ناراحت]

هیوا

سلام ممنون به وبم سرزدي خاطره جالبي بود اشکالي ندلره بزرک ميشي يادت ميره

هیوا

یه شصت /هفتاد سالی باید بزرگ بشی تا یادت بره

هیوا

تخفیف نداره [نیشخند]

فرشتــــــه باد

سلام چند تا از پستاتو خوندم... فقط میتونم بگم خیییلی با حالی.. [خوشمزه] وقت کردم بازم بهت سرمیزنم شمام به ما سر بزنین .. خوشحال میشیییییییم [گل]