خاطرات اولین دیدار

زمستون آرومی  بود  هیچ فصلی رنگی نداشت انگارررررررر...........برگ .... گل....خش .....خش....صدای پای تو....بخار سرد  باز دم.....ترس یک نگاه  سردتر از بازدم .....خنده برلب ....شیرینی  یک سلام ...با شرم....پرواز یک حس غریب  میان دل من تو ....حس دوست داشتن....

فرهاد کوه دلم تیشه بردست  پی  عشق بی فرجام رفت ....  

/ 1 نظر / 26 بازدید